خیالت راحت ؛هم عادت می کنی ، هم فراموش ... ی روز ، در حالی ب خودت می آیی ک گوشه ی فراغتت لم داده ای و همینطور ک به آهنگِ مورد علاقه ات گوش می کنی و چای می نوشی ؛ چشمت به دلخوشی های تازه ای می افتد ک برای خودت ساخته ای !و آن لحظه تازه می فهمی معنای عادت کردن ، پذیرفتن و ساختن را ...وقتی ب تمام ن
ما ب دروغ گفتن ب خودمون در این مورد ک به کسی نیاز نداریم ادامه میدیم، ولی اگر راستش رو بخوای واقعا نیاز داریم. همهی ما به ی قلب مهربون ک دوستمون داشته باشه نیاز داریم، ولی سخته ک این حقیقت رو با صدای بلند به زبون بیاریم، در حالی ک قلبمون بارها و بارها شکسته …ɳ૦ ɳαɱҽ :کاش میفهمیدید ک میفهمیم